بعداز1هفته تنهایی

الان 1هفته است که ما اومدیم خونه وشما تنها شدی اونجا که بودیم هرروز صبح خاله ریحانه می اومد می بردت بالا وشما باغزل حسابی بازی می کردی وکلی ذوقشو می کردی وبراش می خندیدیخنده تو این 1هفته هرروز صبح بهونه می گرفتی وگریه می کردی می خواستی بغلم باشی اگه میزاشتمت پایین کلی گریه می کردیگریهتااینکه 4شنبه شب عمو احمدوزن عمو که ازکیش برمیگشتن سرراه 1سر به مازدن وشما حسابی ذوق کردی و براشون خندیدی راستی 1تاپ ودامن خوشگلم براشما اوردن دستشون درد نکنه قلبتا5شنبه شب پیشمون موندن وبعد رفتن دیشبم بردیمت پارک بایه دختری هم سن غزل دوست شدی وبراش میخندیدی فکرکنم باغزل اشتباش گرفته بودیقهقهه

/ 0 نظر / 9 بازدید