تنبل خانوم خودم

سلام خانومی 10ماهگیت مبارک بغلاما اومدم یه چیزی هم بگم اخه مامان جان 10ماهت شده دیگه کی میخوای راه بیفتی چهاردست وپانرفتی گفتم راه میفتی هرچی منتظرشدیم خبری نشد که نشد بابایی9ماهه راه افتاده نکنه به مامان رفتی و16ماهگی میخوای راه بیفتیاسترسنه نه نه نه من تا اون موقع حوصلم نمیاد ای تنبل ماماناز خود راضیفقط بلدی دستتو بگیری یجا ووایسی یکمم که راهت میبرم زود خسته میشیو میشینیمتفکرچرا اخه مادر جون هرروز زنگ میزنه ومیگه روژینای من راه نیفتاده وجواب هرروزمن نهههههههههخنثیامروز گفتم شکایتم بنویسم شاید دست ازتنبلی  برداری وراه بری چشمکای شیطون مامانماچ

/ 7 نظر / 8 بازدید
خاله خاطره

سلام به دختر خانم خوشگل و مامانی نازش خوبید 10 ماهگی روژینا جونم مبارک[بغل][ماچ][قلب][گل][هورا][دست] روژِینا تنبل نیس شما زیاد عجله دارید[نیشخند]از بچه ی 10 ماهه توقع دارید براتون راه بره [قلب] گناه داره هنوز پاهاش سخت نشده واسه راه رفتن انشالله چند ماه دیگه خودش تلاششو می کنه واسه راه رفتن

هدی مامان سید یاسین

ایشالا زود راه میافتی! مامانی این قدر عجله نکن بعد که راه افتاد هی میگی کی بشه بشینه![قلب] سید یاسین 10 ماهگی راه افتاد پوستمو کند![چشمک]

مامان روژینا

وای مامانی اینطوری نگو حالا راه می افتم دیگه [ناراحت]تازه اون یکی دوستم روژینا هم مثل منه [نیشخند] بوووووووووووووس[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

خاله خاطره

توی مسابقه میثمک بهار خانوم ما توی گــــروه نــــــه هست شماره 1085 خوشحال میشم بهمون رای بدی